فناوری اطلاعات فارس » هنگام مرگ چه اتفاقاتی می افتد؟

هنگام مرگ چه اتفاقاتی می افتد؟

080912-near-death-02.jpg (550×366)هفته نامه نیوزویک به علت چاپ مطلب خاصی روی جلد مجله، باعث بوجود آمدن بحث های بنیادین و عمیقی شده است. در مطلب “بهشت وجود دارد: تجربه یک پزشک از زندگی پس از مرگ” “ایبن الکساندر” Eben Alexander دکترای عصب شناسی، می نویسد که دچار کما شده و پس از آن به علت تجربه ای که داشته به این باور رسیده که بهشت وجود دارد. او می گوید: «در ابرها بودم که نورهائی درخشان را می دیدم. همراه من یک خانم هم بود که به من پیام امید و عشق می داد». این مورد یکی از موارد اتفاقات نزدیک مرگ است که پیش از این برای بسیاری از مردم اتفاق افتاده است اما این یک مورد با بقیه فرق می کند. نظر سنجی موسسه گالوپ Gallup نشان داده که تقریبا سه در صد آمریکائیان یک مورد ازاین تجربیات را گزارش داده اند.

یکی از اتفاقاتی که عموماً در هنگام حالت نزدیک مرگ رخ می دهد، احساس آرامش یا احساس وجد و شادی است و یا احساسی عجیب و گنگ و نامفهوم همانند شناور بودن در اتاق، احساس بیرون از جسم بودن و یا دیدن نور در انتهای یک تونل و یا دیدن بستگان و آشنایان و یا دیگر پدیده های غیر از این جهان. با اینحال  مشاهده کردن و یا ارزیابی این تجارب از لحاظ علمی با اینکه پدیده هائی عمومی و متفاوت هستند، کاری است دشوار و بنابراین توجیه این رویدادها کار آسانی نیست.

در مورد سبب و علت بوجود آمدن تجربیات هنگام مرگ اتفاق نظری وجود ندارد. یکی از دلایل آن گنگ و مبهم بودن و حالت غافلگیر کننده بودن این تجربیات است.

این تجربیات چقدر با خود مرگ فاصله دارند؟ چقدر طول می کشند؟ حتی خود واژه “مرگ” را نمی توان به دقت مشخص کرد مخصوصاً که امروزه بیش از هر زمان دیگری انسانها از مرگ نجات می یابند.

نزدیکترین و مناسبترین تعریفی که ما برای مرگ سراغ داریم این است: نداشتن هیچ نوع علائم حیات که نشان دهد یک شخص بصورت فیزیکی یا ذهنی زنده باشد ولی این مورد نیز بارها در گذشته تعریف و بازتعریف شده اند.

تجربیات هنگام مرگ نخستین بار بوسیله یک پزشک و روانشناس به نام ریمند مودی در سال ۱۹۷۵ تعریف شد. او گفت که این تجربیات احساس تجلی و ظهور مرگ یک بیمار است که به علت بی توجهی های پزشکی رخ می دهد. این تعریف هنوز مبهم است، چرا که اشخاص می توانند این تجربیات را بدون مواجه شدن با خطر مرگ، تجربه کنند. نشان داده شده که فقط ترس از مرگ برای داشتن این تجربیات کافی است. بعدها بروس گریسان در پرسشنامه ای تحقیقی تلاش کرد که تاثیر این تجربیات را اندازه گیری کند. این پرسشنامه دارای سوالاتی است که از اشخاص در مورد احساس و تجربه شان در طول مدت رخداد این حالتها پرسیده می شود. یکی از بزرگترین موانعی که برای حل این مسئله وجود دارد اثبات علمی آن است که ما را تنها به مصاحبه و سوال از اشخاصی که این تجربیات را داشته اند محدود می کند.

دکتر سام پرنیا دانشمندی که در مورد تجربیات هنگام مرگ تحقیق کرده و کتاب او حذف مرگ: دانشی که مرز بین مرگ و زندگی را تعیین می کند می گوید که او ترجیح می دهد تا پدیده ای کاملاً متفاوت را مورد مطالعه قرار دهد: یعنی به جای تجربیات هنگام مرگ تجربه خود مرگ یا “مرده بودن” را بررسی کند. او با   بررسی بیمارانی که ایست قلبی داشته اند می گوید: هیچ مدرک و شاهد قابل سنجش به طور عینی از لحاظ پزشکی وجود ندارد که نشان دهد یک شخص که ایست قلبی داشته زنده است و یا بعداً زنده شده باشد.

تیم دکتر پرنیا در یک آزمایش در حال جریان، قفسه های مخصوصی در یک اتاق تعبیه کردند که بیماران در آن به هوش می آمدند یا به زندگی بر می گشتند. در سقف این اتاق تصاویری به طور تصادفی با زاویه ای قرار داشت که فقط توسط شخصی که از جسمش جدا شده بود دیده می شد. پس از آنکه بیماران به هوش می آمدند تیم پرنیا از آنها در مورد آنچه دیده بودند سوال می کردند. دکتر پرنیا می افزاید: ما هنوز نتیجه ای نگرفته ایم ولی این امر نمونه خوبی است که نشان می دهد که آزمایش این مسائل مغشوش و گنگ تا چه اندازه سخت وغیر قابل سنجش است. در حال حاضر دکتر پرنیا از هیچ یک از تفسیرهای مورد توجه واقع شده در تجربیات هنگام مرگ را قانع کننده نمی داند. او می گوید:ما فقط قسمتهائی از کل داستان را که همان علائم ونشانه های پزشکی است به جای سبب حقیقی این تجربیات می دانیم. این صحیح است که تجربیات هر شخص در هنگام مرگ را می توان با واکنشهای شیمیائی و فیزیکی که برایمان قابل فهم است توضیح داد ولی این توضیحات به ما علت بوجود آمدن این پدیده را نمی گویند.به عنوان مثال می توان احساس وجد و نشاط را عنوان کرد. خیلی چیزها وجود دارد که میتواند احساس خوشی را در انسان به وجود بیاورد ولی مشخص کردن دقیق اینکه چه جریان شیمیائی آنرا به وجود می آورد کار دشواری خواهد بود. شاید یک عامل اساسی که ما هنوز آن را کشف نکرده ایم ریشه و سبب تجربیات هنگام مرگ است. دکتر کوین نلسون که یک محقق است و در مورد تجربیات هنگام مرگ مطالعات گسترده ای داشته و کتاب “ورودی روحانی در مغز” را به رشته تحریر در آورده است با دکتر پرنیا تا حدود زیادی موافق است ولی درمورد ریشه یابی سبب و علت تجربیات هنگام مرگ نگرانی زیادی ندارد. او به راحتی با برداشت های گوناگون اشخاص از انواع مختلف تجربیات هنگام مرگ برخورد می کند. او تاکید می کند که: می توان گفت برخی از این عوامل از دیگر عوامل اهمیت بیشتری دارند حتی با اینکه ما تمام فاکتورهای سهیم دراین پدیده را نمی دانیم. این عوامل کدامند؟

قطع گردش خون

نلسون میگوید یکی از دلایل متداول بوجود آمدن این تجربیات “غش کردن” یا بیهوش شدن است. این مورد نمونه خوبی است که نشان می دهد کسی که این تجربیات را دارد به هیچ وجه نزدیک مرگ نیست. محققین نشان داده اند که نبود جریان اکسیژن در چشم باعث ایجاد احساس دیدن یک تونل می شود. کمبود اکسیژن – یا حتی کمی احساس ترس – میتواند باعث قطع جریان اکسیژن شود که هردو این موارد علائم مردن هستند. در تحقیقات نلسون غش کردن به تنهائی باعث به وجود آمدن برخی از تجربیات نزدیک مرگ همانند احساس خارج بودن از جسم خود و یا احساس وجد و نشاط می شود.

پخش مواد شیمیائی

پرنیا خاطر نشان می کند که هنگام مرگ استروئید، اپینفرین و آدرنالین به مقدار زیادی در بدن پخش می شوند. این امر می تواند توجیه کننده احساس نشاط و یا احساس عجیب تر دچار توهم شدن باشد. گفته شده هنگامی که حیوانات مورد حمله واقع می شوند “کتامین” در بدن آنها پخش شده و باعث ایجاد اثراتی شبیه آنهائی که در بالا ذکر شد می شود. در حقیقت یکی از نخستین فرضیه هائی که در مورد این تجربیات حدسی و نظر پردازانه مطرح شد این بود که وقتی مغز تشخیص دهد که در حال مرگ است ماده دی متیل تریپتامین یا دی ام تی در آن پخش می شود. ولی نلسون می گوید که تنها راه واقعی آزمایش این مسئله، تجویز این دارو به شخص و تحلیل آثار آن بر او می باشد. مواد شیمیائی در تجربیات هنگام مرگ می توانند عوامل مهمی باشند ولی در مقایسه با غش کردن و قطع گردش خون هنوز به مرحله اثبات نرسیده اند.

حرکت تند چشم در خواب

این حالت بیشتر به رویا و خواب دیدن نزدیک است. نلسون می گوید که در هنگام نزدیک شدن به مرگ، ما وارد یک نوع خواب با حرکت تند چشم می شویم. او می گوید در نظر بگیریم که مغز هنوز کار می کند و حتی با اینکه در خواب است تشخیص می دهد که در خطر است. این حالت یک احساسی به مانند “جنگ کنم یا فرار کنم” در هنگام احساس خطر خلق می کند، مثل خواب و رویا در عالم هوشیاری که ما متوجه دنیای اطراف خود هستیم ولی کاملاً به هوش نیستیم .احساس شناور بودن و یا خارج بودن از جسم خود با این نوع خواب یا رویا دیدن همخوانی دارد.

به کار افتادن حافظه

این یکی از تجربیات شایع هنگام مرگ است. افراد، به یاد آوردن کسانی را که دوست داشته اند و یا یادآوری گذشته خود را در این موارد همیشه گزارش داده اند. نلسون می افزاید تحقیقات نشان داده که حس یاد آوری در زمانی که احساس خطر می شود (مثلاً هنگام مرگ) به وجود می آید. در قسمتهای انتهائی مغز حافظه بلند مدت و مرحله جنگ یا فرار به هم مرتبط هستند که ممکن است تا حدی دلیل این که اشخاص حوادث هنگام مرگ را به وضوح به یاد آورند، باشد. پدیده تجربیات هنگام مرگ احتمالاً هم با این امر مرتبط است و هم این مورد که اشخاص گفته اند زندگیم از جلوی چشمانم گذشت و یا  خاطراتم زنده شد.

جمع بندی: در مورد علت و سبب بوجود آمدن تجربیات هنگام مرگ اتفاق نظر وجود ندارد ولی آثار این تجربیات همیشه به نوعی تجدید و باز آفرینی شده اند و حداقل اینکه به علل اساسی به وجود آمدن آنها پاسخ داده شده است. با اینحال  تجربیات هنگام مرگ به هر دلیلی که باشد کسانی که آنها را تجربه کرده اند عمیقاً احساس تغییر می کنند حتی اگر سر از صفحه اول مجله نیوز ویک در نیاورند!

“Heaven Is Real” Newsweek

Newsweek slid head-first into controversy for its cover story this week. In “Heaven Is Real: A Doctor’s Experience With the Afterlife,” neurosurgeon Dr. Eben Alexander writes about falling into a coma, then having an experience that convinces him Heaven exists. He describes being in “a place of clouds” and seeing “shimmering beings”; a woman traveling with him offers him a message of hope and love. It’s one of the more public examples of a documented near-death experience, but it’s not anywhere close to the first: a Gallup poll approximated that 3 percent of Americans have reported one.

Some of the most common elements of a near-death experience include a feeling of peace or euphoria; a strange, nebulous feeling that they were “floating around the room” or having an out-of-body experience; seeing a tunnel with light at the end; or seeing family members or otherworldly phenomenon. But it’s also very difficult to measure or observe scientifically, despite being such a common and varied phenomenon, so it’s very hard to account for everything that happens during one.

There’s no consensus about what causes near-death experiences (or NDEs, as they’re sometimes known). Partially, that’s because it’s a vague, catch-all term. How “near” to death are we talking here? Near death for how long? Even the word “death” itself is kind of hard to pin down, especially when we’re bringing more people back from it than ever before. (The closest we’ve gotten to a reasonable definition is probably “no detectable vital signs that show the person to be living at all, physiologically or mentally,” but that’s been defined and redefined many times in the past.)

The NDE was first defined by psychologist and medical doctor Raymond Moody in 1975 as a feeling of epiphany in a person who would have died without medical attention. That’s still a little vague, since people can actually have near-death experiences without being in any real danger of dying–it’s been shown that simply the fear of it is enough. Later, Bruce Grayson’s NDE scaletried to gauge the effect: It asks a series of questions about what the person felt and experienced during the event to determine the overall effect. That’s one of the biggest hurdles to overcome when trying to scientifically examine NDEs–we’re pretty much restricted to interviews of those who have experienced them.

Dr. Sam Parnia, a scientist and physician at Stony Brook University School of Medicine who’s studied NDEs, and author of the forthcoming Erasing Death: The Science That Is Rewiring the Boundaries Between Life and Death, says he prefers to study a completely different phenomenon: instead of near-death experiences, actual-death experiences.

Parnia looks at patients who have gone through cardiac arrest–symptomatically and objectively, there is no “measurable evidence” that can be used to show the person is alive–and are later resuscitated. Parnia’s team, in an ongoing experiment, set up special shelving in rooms in which people are resuscitated, holding randomly generated pictures on the ceiling at an angle that require an out of body experience–the person would have to be separate from the corporeal body to see the images. After patients are resuscitated, Parnia’s team surveys them on what they saw. We don’t have conclusions yet, but it’s a good example of the kind of awkward ways that we have to test such a nebulous, difficult-to-measure event.

But at this point, Parnia’s not completely satisfied with any of the most-noted explanations for NDEs. We only have a few parts of the story–the symptoms, almost, rather than the actual cause. True, he says, almost every individual element of an NDE can be explained with chemical or physical reactions we understand, but those single explanations don’t tell us why the phenomenon happens in the first place. Take euphoria, for example: “All sorts of things could lead to the feeling of happiness,” he says, but it’s difficult to pin down with certainty what the chemical process is that’s causing it. There’s probably, he says, some fundamental trigger we haven’t yet discovered that’s the root cause of an NDE.

Dr. Kevin Nelson, a researcher who’s studied near-death experiences extensively, and authoredThe Spiritual Doorway in the Brain, mostly agrees with Parnia, but seems less concerned about finding a root cause of NDEs–he’s pretty comfortable with all those individual explanations for the individual experiences that make up the category of NDE. He does say that some of these multitude of factors can be said to matter more than others, even if we don’t know all of the contributors that cause the total phenomenon. So what are those factors?

LOSS OF BLOOD FLOW

“One of the most common causes of near-death experiences is fainting,” Nelson says. This makes it a good example of when near-death experiences can happen when the person experiencing the NDE is in fact nowhere near death. Researchers have shown that a loss of oxygen flow to the eye will cause tunnel vision. Oxygen deprivation–and even just a sense of fear–can cause the oxygen to stop flowing, and both of those are symptomatic of dying. In Nelson’s research, simply fainting was enough to cause several of the effects related to near-death experiences, like a feeling of being out of your own body, or a sense of euphoria.

CHEMICALS RELEASED

A surge of steroids, epinephrine, and adrenaline are released in the body during situations where it’s near death, Parnia points out. It could explain the feeling of euphoria, and some of the stranger, hallucinatory effects. It’s been suggested that Ketamine, which is released when animals are under attack, could produce similar effects. One of the first theories on near-death experiences, in fact, was that the psychedelic Dimethyltryptamine, or DMT, was released in the brain as soon as it realized it was dying, but that’s somewhat speculative: The only way to really test something like that, Nelson says, is to give someone the drug and compare its effects to near-death experiences. Chemicals could very well be be a factor; it’s just not an easily proven one, compared to, say, fainting and blood loss.

IT’S A FORM OF REM SLEEP

REM sleep is the type of sleep most closely associated with dreams. Nelson has proposed that, close to death, we enter a type of REM sleep. Put simply, he says, the brain is still functioning enough to realize that it’s in danger, despite being asleep. That creates a sort of sleep-state that’s spiked with a fight-or-flight response: a form of lucid dreaming, where we’re still aware of the situation but are not completely conscious. The sensation of floating around yourself–an out-of-body experience–is consistent with lucid dreamers.

MEMORY IS TRIGGERED

This is only one symptom of near-death experiences, but it’s a common one: People report experiencing memories of loved ones or other moments from their past. Research has shown, Nelson says, that our sense of memory kicks in during threatening situations, like being near death. In the more lizard-y parts of our brains, Nelson says, long-term memory and fight or flight are connected, which might be part of the reason people say they remember near-death events so vividly. That phenomenon of near-death experiences might be related, causing the my-life-flashed-before-my-eyes effect or other memories cropping up.

In short: There’s not exactly a consensus on what causes them, but the most common effects associated with near-death experiences have been reproduced in some way, and solutions have been offered to their most fundamental causes. But whatever the cause, people coming out of them can feel profoundly changed, even if they don’t wind up on the cover of Newsweek.

مهر ۲۸م, ۱۳۹۱ | 181 views | دسته: علمی

shop-more-info-buy.jpg (800×213)


محمود رضا مرادی مهرآبادی

محمود رضا مرادی مهرآبادی

++ مهندسی برق الکترونیک ++ آشنایی با رایانه را از سال 1376 به طور جدی آغاز کردم و با لطف و عنایت خداوند متعال و همکاری و کمک دوستان و کارشناسان فناوری اطلاعات فارس این پایگاه رو به پیشرفت و نیز خدمات رسانی به شما عزیزان قدم بر می دارد فناوری اطلاعات فارس - حقیقت یک روبا