دادا جی. پی. واسوانی در دوم ماه اگوست سال ۱۹۱۸ در حیدرآباد سند هندوستان زاده شد . او تحصیلات عالی خود را در کالج سند کراچی با موفقیت چشم گیری گذراند و از آن پس در مسیر زندگی به پیروی از استاد معنوی خود ، سادو واسوانی ـ که عمویش نیز بود ـ دل گماشت.
جی. پی. واسوانی این عارف ، فیلسوف ، انساندوست و آموزگار بزرگ گامهای عموی بزرگوارش را پی گرفت و شیوه ی زندگی خود را بر اساس کتابهای مقدس ، موعظههای قدیسین و منش سادو واسوانی بنا نهاد.
در حال حاضر دادا جی. پی. واسوانی سرآمد آموزگاران معنوی مرکز سادو واسوانی ست ، که شعبات گوناگونی در شهرهای هندوستان و کشورهای مختلف جهان دارد . این مرکز پس از سادو واسوانی با یاد و احترام او نامگذاری شد.
مردی که دانای اسرار، فرزانه و یک قدیس بود. او معتقد بود که ما باید خداوند را با قلب خود در آغوش بکشیم و خدمات عاشقانه ی خود را نثار تمامی فرزندان محنت دیده ی او نماییم. سادو واسوانی همچنین پرندگان و حیوانات و همه ی آفریدههای پروردگار را شایان مهرورزی میدانست ، چرا که آفرینش را از یک خانواده به شمار میآورد.
پیام جی. پی. واسوانی نیز تکریم و عشق نسبت به همه ی موجودات هستی ست . این استاد معنوی به دلیل سخنرانیهای جذاب و الهام بخش خود در هندوستان مورد احترام والایی قرار دارد . او همچنین دارای جایگاه ویژه ای در تالار سخنرانی دی. اچ. در سازمان ملل متحد است و یک کرسی از مجلس نمایندگان انگلیس به این عارف گران قدر اختصاص دارد.
این فیلسوف شهیر هند تاکنون سی عنوان کتاب به زبان انگلیسی منتشر کرده است . عناوین کتابهای منتشر شده واسوانی به زبان مادری او ـ سندی ـ نیز بیش از این تعداد است.
تو آن چیزی خواهی شد که به آن می اندیشی و عمل میکنی .
زندگی هدیه خداوند به ماست و ” شیوه زندگی ” ما ، هدیه ما به خداوند .
پربارترین گنج ، قلبی عاشق است که با همه در آرامش است .
بیدار شو . قوی باش . کارهای زیادی هست که باید انجام بدهیم . بارهای زیادی هست که باید بر دوش بکشیم . قوی باش ، خوب بجنگ و پیروز شو .
بهترین لحظات زندگی ، اوقاتی است که احساس می کنیم عشق را به دیگران منتقل می کنیم و پیام و حضور خدا را برای دیگران قابل لمس می سازیم .
هر رنجی در خدمت تکامل است .
شادی را هیچ پیامبر و قدیسی نمیتواند به تو ارزانی دارد . تو باید خود این ثروت را کسب کنی .
یکی از مهمترین گام های رسیدن به خدا ، عشق و یاری به فقر است .
خدای نور و زندگی ! هر روز مرا از عشقت لبریز کن تا از بگذرم و به رنجیدگان برسم . دعاها و اشکهایم را برایت می آورم . خودم را به تو تقدیم میکنم .
مراقب باشید انچه می بخشید چون رازی در قلبتان پنهان بماند .
زمین و آسمان شاید روزی ناپدید شوند اما حقیقت یا عشق فناناپذیر است . به آنچه فناناپذیر است بپیوندید .
با زندگی بیامیزید . به رنجیدگان یاری رسانید . به همه عشق بورزید . آنگاه خودتان ، تقدیر ، راز زندگی و خدا را خواهید شناخت .
تنها باشید اما نه منزوی . با مردم مراوده داشته باشید و خدا را در آنها ببینید .
آموزشی جدید لازم است تا قلب را بیدار کند . وقتی که قلب بیدار شود ، ذهن را در مسیر هدایت خواهد کرد و نوری از قلب به ذهن خواهد تابید .
ما با چشم ظاهر همه چیز را قضاوت میکنیم ، اما خدا به درون مینگرد . ما اعمال ظاهری را تحسین میکنیم ، اما خدا به انگیزه های درونی مینگرد .
انسان چیزی نیست که تصور می کند بلکه آن چیزی است که اراده میکند و می خواهد .
وقتی که تندر می غرد و توفان می وزد ، نهراس . در پس این تندر و آن طوفان ، کسی حضور دارد که زمین را آفرید و او عاشق و مهربان است .
وقتی که اندوهی نصیبمان میشود ، خدا لبخند میزند زیرا میداند که رنج گذراست و از رنج و درد است که زندگی غنا می یابد .
در راه زندگی هرگز از هیچ شکستی نومید نشو ، خدا با توست .
کسانی که قلبی پاک دارند حضور خدا را در همه وقایع می بینند .
دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است .
خود بگو خدا با من است و همه چیز در دست اوست این جملات توفان را آرام می سازد .
هرکس همان گونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید . ذهن همچون ساعتی پیوسته درحال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد .
خداوند برکتی عظیم به توبخشیده است . تو چه چیزی به اوتقدیم میکنی ؟
هرروزچیزی هر چند کوچک به اوتقدیم کن . از روی عشق و به نیازمندان . . .
میان دانستن و دریافت کردن فاصله زیادی است .
وقتی که بر یک وسوسه، اندیشه پلید، یا خواسته ناخوشایند چیره می شویم و از ارتکاب به آن اجتناب ورزیم نیرویی نهفته و قدرتمند در درون ما شکفته می شود و پاره الهی وجودمان را تقویت می کند .
آنگاه نگاهی تازه، نیرویی نوین و خردی متعالی تر نسبت به زندگی خواهیم داشت و با آرامش و سرور بیشتری راه عشق را می پیماییم .
اندیشیدن در زندگی مان نقش مهمی دارد، اندیشیدن به نگرش مان شکل می دهد، اندیشه مان می تواند زندگی مان را دگرگون کنیم .
هر یک از ما می تواند در هر زمان که بخواهد وارد خانه دوست شود. تنها لازم است کلید قفل دل خویش را بگشاییم. خانه دوست پیش رویمان خواهد بود . . .
برای دیگران دعا کنید تا خدا از شما برای اجابت دعاهای دیگران استفاده کند.
وقتی خداوند در این نزدیکی است چرا دچار ترس می شوی؟
زندگی به نخی بسته است و بسیار نامطمئن، هیچوقت نمیدانید که مرگ چه زمانی شما را احضار میکند پس به هیچ چیز وابسته نباشید. هر چیز را همانطورکه پیش می آید بپذیرید و پیوسته به خدا فکر کنید. بگذارید که فکر خدا در زمینه آگاهی شما در همه اوقات جاری باشد…
مرگ مانند ماری است که پوست می اندازد. انسان نمی میرد بلکه فقط جسم مادی خود را ترک می کند. میتوان گفت که جسم مادی مرده است نه خود انسان، انسان نمی میرد، نمی تواند بمیرد.
مرگ مانند غروب خورشید است وقتی که خورشید در اینجا غروب میکند در جائی دیگر طلوع می کند و در واقع هیچگاه خورشید غروب نمی کند به همین ترتیب مرگ هم فقط یک توهم ظاهری است.
آنچه در این دنیا مرگ تلقی می شود در دنیائی دیگر تولد است، زیرا زندگی نهایتی ندارد.
شاید بعضی هاتون بگین چه کسی از اون دنیا اومده یا مرده و بعد زنده شده منظورم همان خواب جسم است ولی من یکی به این موضوع معتقدم. معتقدم که جسم فیزیکی پس از مرگ ما که جسم دیگری است و روح در مرحله بعدی به درون جسم میرود که نامش (قرینه اثیری) است و از ماده ای بسیار ظریف و اثیری تشکیل شده است . . .
مبادا آن کس را که هرگز ما را فراموش نمی کند فراموش کنیم . . .
مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود، تابلویی بر ویرانه خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود: مغازه ام سوخت! اما ایمانم نسوخته است! فردا شروع به کار خواهم کرد!
بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است. متبرک کسی است که علی رغم همه رویدادها قلب خود را بسوی خدا می گیرد و می گوید: به تو توکل میکنم . . .
افراد بسیاری را دیده ام که برای اثبات برتری دین خود دست به هر کاری می زنند، آنها وارد مباحثاتی بی انتها می شوند، حتی برای اثبات آن می جنگند و حاضرند که جان خود را ببازند. اما افراد اندکی را دیده ام که مطابق با تعالیم دین خود زندگی می کنند و گواه راستین تعالیم برتر دین در زندگی هستند .




